up

پشتم گرمه...

یه جاهایی از زندگی آدم طوری میشه که آدم خودشو به بی تفاوتی میزنه.نمی دونم کار درستیه یا نه،ولی خب انگار جور دیگه ای نمیشه سر کرد...تنها راه باقی مونده همین میشه...یه جور،بی تفاوتی راحت...یه جور خاص که،ای خدایی که من جز تو هیچکیو ندارم،همه چیز این قضیه رو به خودت سپردم...خودت درستش کن...خودت...
بعد با خیال راحت تو یه روز سرد پاییزی بشینی رو یه کاناپه،از پنره بیرون و نگاه کنی و چای بنوشی...
کی از خدا بهتر؟
.
.
پ ن:خدایا،خیالم جمعه که به تو سپردمش...می دونم دستمو خالی بر نمی گردونی...
۲ ۰
سحر
۱۲ آبان ۱۱:۱۵
لحظه هاتون زعفرونی ، نیلوفرگونه و قشنگ
parisa .sh
۱۲ آبان ۱۱:۱۸
آره واقعا همین درسته
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About me
یا هو...
یا مَن لا هو الّا هو...
بسم الله الحمن الرحیم

چشمت از ناز به حافظ نکند میل آری
سرگرانی صفت نرگس رعنا باشد

_____________________
بلاگ بیان
پلاکِ صدوچهاردهم
منزل ویولِت
به خانه یِ بنفشِ من دَعوتید :)
contact
contact
contact
دنبال کنندگان ۱۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید