up

چشم و گوش بسته!

حتی سلام کردن هم بلد نبود...تمام عمرش را در سر و کله زدن با شترها و سایر چهارپایان گذرانده بود، در ییلاقی دور افتاده و پرت که هیچ نقشه ای آن را به خود ندیده بود! و تا می رسید به آدمها مثل همان چهارپای مذکور صاف زل می زد در چشمانش!ذهنش خالی بود از هر گناه و اشتباه...از هر فکر ناروا...و قلبی که صاف بود...مثل آسمان خدا در روزهایی که آفتاب ،نعمتِ نور را برایمان می آورد...

اوصیکم همگیتان را به دیدنش:

یک تکه نان -کمال تبریزی -با هنرمندی هومن سیدی -1383

دانلود فیلم : اینجا

لینک برگرفته از :zortex

۱
About me
یا هو...
یا مَن لا هو الّا هو...
بسم الله الحمن الرحیم

چشمت از ناز به حافظ نکند میل آری
سرگرانی صفت نرگس رعنا باشد

_____________________
بلاگ بیان
پلاکِ صدوچهاردهم
منزل ویولِت
به خانه یِ بنفشِ من دَعوتید :)
contact
contact
contact
دنبال کنندگان ۱۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید